X
تبلیغات
رایتل

گلباغ شعر
روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.

جانانم
آن گاه که در گذشتم ، از من شمش طلا مساز
تا در خزانه ی بانک ها که همچون گورستان است
احساس وحشت نکنم
و نیز از من مترسکی برای پرندگان در مزرعه تعبیه مکن
تا یخ بندان مرا منجمد نکند
و جغدها مرا دشمن نپندارند
شاعر من
آن گاه که در گذشتم ، از من مرکب بساز
و با من سطر به سطر آفرینش هایت را بنویس
تا طعم جاودانگی را در درون حروفت دریابم
و این بار از نو
تا ابد زنده بمانم

"غاده السمان"

نوشته شده توسط محسن کاجاوی [ چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 11:27 ق.ظ ]
لوگو و بازدید
گلباغ شعر
تعداد بازدیدکنندگان : 26059

کد موسیقی برای وبلاگ


دریافت کد ساعت

ابزار هدایت به بالای صفحه