-
ساحل رویای من
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 22:41
دلـــت ... ساحل رویای من است ...! تن به آغوش نگاهت که زدم ... غرق شدم در دریای احساست . دســتانت ، کــــــاش ... صیـــاد ِ بزرگــــی بــــــود...
-
بخند
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 22:39
بخند از آن خندههای معروفت تا من دیوانهوار شعر بپاشم پای سپیدار ِ تختت که از من و شعر به تو نزدیکتر است .
-
این است آرامش
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 22:38
آرامشی می خواهم از جنس طلوع تو باشی و من تنها سرمست من از خوبی های تو تو از خوبی های من تو بمانی و من و نسیم صبحگاهی من بمانم و تو و شیدای نگاهی می دانم این است آرامش... تنها، خدا باید کاری بکند
-
زمان غارتگر غریبی است
شنبه 15 تیرماه سال 1392 16:32
هر ثانیه که میگذرد چیزی از تو را با خود میبرد زمان غارتگر غریبی است همه چیز را بی اجازه میبرد و تنها یک چیز را همیشه فراموش میکند ... حس " دوست داشتن " تو را... ! "آنتوان دوسنت اگزوپری"
-
ماه تو را به یاد من میآورد
شنبه 15 تیرماه سال 1392 16:24
تو ماه را بیشتر از همه دوست میداشتی و حالا ماه هر شب تو را به یاد من میآورد میخواهم فراموشات کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجرهها پاک نمیشود! " رسول یونان"
-
"مدوسا "(Medusa)
شنبه 15 تیرماه سال 1392 16:18
مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به یک شعری باید و ستایشی دیگران معشوق را مایملک خویش میپندارند اما من تنها میخواهم تماشایت کنم در ایتالیا تو را مدوسا صدا میکنند ) به خاطر موهایت ( قلب من آستانه ی گیسوانت را، یک به یک میشناسد آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم میکنی فراموشم مکن ! و بخاطر...
-
خطوط دستانم
شنبه 15 تیرماه سال 1392 16:00
در دستانم خطی نیست نه خطی که طول عمرم را نشان دهد نه خطی که آیندهام را بگوید و نه خطی که مرا به کسی برساند من تمام خطوط دنیا را در چشمانم پنهان کردهام تا از نگاه متعجب کفبینها دلم خنک شود " روجا چمنکار"
-
خوشبختی
شنبه 15 تیرماه سال 1392 15:59
خوشبختی تعریف های گونه گون دارد به تعداد آدم های دنیا عمر من یکی به خوشبختی قد نمی دهد گل قشنگم ! ... می دانم در انتظار تو فرو می شکند و تو خوب می دانی که من خوشبختی نمی خواهم تو را می خواهم . "عباس معروفی"
-
قرارمان یادت باشد
جمعه 14 تیرماه سال 1392 00:06
قرارمان یادت باشد سرقرارمان که آمدی آنقدر نگاهت میکنم تا ضرباهنگ قلبم با پلک زدن تو یکی شود فاصله ها را از بین میبریم... از گرمی نفسهایت جانی تازه میگیرم سر قرارمان که آمدی یادت باشد زیاد نگاهم نکنی من با هر نگاهت میشکنم "محسن کاجاوی"
-
فاصله یک باران ست
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 23:50
میان منُ تو فاصله یک باران ست و خیالت که مرا از پنجره می گیرد و می برد قدم زنان تا عشق می رسم به تو با تن پوشی از آغوش و دست هائی پر از طراوت اوّلین سلام گل سرخی که گلبرگ گلبرگ در صدای عطرها هجا می کند تو را میان منُ تو فاصله یک باران ست
-
بــغض خویش را بــخـور
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 23:48
خبر به دورتـــــرین نقطـــــه جهـــــــــان بـرسد نخواست او به من خسته - بی گمان - بـرسد شکنجــه بیشتر از این که پیش چشم خـودت، کسی که سهم تــــو باشد به دیگران بـرسد؟ چه می کنی اگر او را که خواستی یـــک عمر به راحتــــی کسی از راه نــــاگهــان برسد...؟ رها کنـــــی بــــرود... از دلت جـــــــدا باشــد. به آنــــکه...
-
دوستت دارم
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 23:44
هربار که به تو فکر می کنم یکی از دکمه هایم شل می شود انقراض آغوشم یک نسل به تاخیر می افتد و چیزی به نبضم اضافه می شود که در شعرهایم نمی گنجد کافیست نام تو را بخوانم تا ببینی ؛ لکنت ، عاشقانه ترین لهجه هاست و چگونه لرزش لب های من ، دنیا را به حاشیه می برد دوستت دارم با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند و تمام...
-
در انتظار تو
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 23:38
بی تابانه در انتظار توام غریقی خاموش در کولاک زمستان فانوس های دور سوسو می زنند بی آن که مرا ببینند آوازهای دور به گوش می رسند بی آن که مرا بشنوند . من نه غزالی زخم خورده ام نه ماهی تنگی گم کرده راه نهنگی توفان زادم که ساحل بر من تنگ است آن جا که تو خفته یی شنزاری داغ که قلب من است "محمد شمس لنگرودی "
-
شب به خیر
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:58
قبل از خواب تمام چراغ های کم مصرف را بی مصرف را پر مصرف را روشن کن من از صدای آژیر و از کلمات تلنبار شده در گلوی شب می لرزم و مدام به این فکر می کنم که "جنگ" سه حرف دارد و دو نقطه و یک کابوس و بوس شب به خیر "روجا چمنکار"
-
عطر دستهایت
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:56
تمام خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد... " سید علی صالحی"
-
چه زیباست جهان هنوز
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:46
دلا، دلا غمین مباش و تقدیرت را تاب بیاور بهار نو، دوباره باز پس میدهد، هرچه را که زمستان از تو ربود. و چه بسیار که بهرِ تو مانده است! و چه زیباست، جهان هنوز! دلا، هر چه خوشش میداری همه را، همه را میتوانی دوست بداری! "هاینریش هاینه"
-
باران شبانه
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:43
باران شبانه را دوست دارم نیمه های شب چراغ روشن پارک ها و ماشینی که دور می شود به سرعت زندگی. "محمد شمس لنگرودی"
-
شیرین من
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:36
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو ؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو ؟ پر میزند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو ؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟ تقویم چارفصل دلم را ورق زدم آن برگهای سبزِ سرآغاز سال کو ؟ رفتیم و پرسش دل ما بیجواب ماند حال سؤال و حوصلهی قیل و قال کو...
-
حضور تو
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:30
به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بی کرانه را جدی نگرفتم... حتی عشق را «حسین پناهی»
-
پیش از تو فراموشت کرده ام
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:28
اگر اندک . . . اندک . . . دوستم نداشته باشی من نیز تو را از دل می برم اندک . . . اندک . . . اگر یکباره فراموشم کنی در پی من نگرد زیرا پیش از تو فراموشت کرده ام "پابلو نرودا"
-
یاد تو
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:24
چه ساده لوحانه ساعات روزهایم را پر کرده ام از کارهای گوناگون، تادلم به سویت پر نکشد!!! فراموش کرده بودم، یاد تو از هیچ قانونی تابعیت ندارد! حتی از قانون زمان!!! و گاه و بیگاه با بهانه وبی بهانه سر به سر دلم می گذارد.
-
دلــم که می گیــرد
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 23:21
دلــم که می گیــرد ! نه سراغ ِ عکسـهایت می روم نـه دل خوش می کنـم به دوستت دارمـهای ِ فاصله دارت دلـم که می گیــرد تنگتــر خودم را در آغوش می گیــرم شاید چیـــزی از تـو جا مانده باشـد میان ِ من ...
-
منم که دوستت دارم
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:57
منم که دوستت دارم نه مردی که دستش را به نردهها گرفته نه باران پشت پنجره منم که دوستت دارم و غم بشکههای سنگینی را در دلم جابهجا میکند " غلامرضا بروسان"
-
خلوت تو
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:55
پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفانخیز، بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم؛ بادبان برچینم؛ پارو وا نهم؛ سُکان رها کنم؛ به خلوت لنگرگاهت در آیم و در کنارت پهلو گیرم آغوشت را بازیابم. استواری امن زمین را زیر پای خویش. "مارگوت بیکل" ترجمه: احمد شاملو
-
تو را عاشقانه می بوسم
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:52
سبزه ها در بهار می رقصند، من در کنار تو به آرامش می رسم و آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست تو را عاشقانه می بوسم تا با گرمی نفسهایم، به لبانت جان دهم و با گرمی نفسهایت، جانی دوباره گیرم. دوستت دارم، با همه هستی خود، ای همه هستی من و هزاران بار خواهم گفت: دوستت دارم را ... "نیما یوشیج"
-
افسانه ما
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:49
نه من آنقدرها زیبا هستم نه تو آنقدرها عاشق از من و تو افسانه ای به جا نخواهد ماند... “ محیا شمس ”
-
تو هم شاید نمیدانی
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:42
دلم خوش نیست ... غمگینم ... کسی شاید نمیفهمد... کسی شاید نمیداند ... کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی ... تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی : عجب احساس زیبایی ...! تو هم شاید نمیدانی !!!
-
دهانم کشفِ دهانِ توست
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:40
الفبا برای سخن گفتن نیست ، برای نوشتن نام توست اعداد ؛ پیش از تولّد تو به صف ایستادند تا راز زادروز تو را بدانند دست های من برای جستجوی تو پیدا شدند دهانم کشفِ دهانِ توست . ای کاشفِ آتش در آسمان دلم توده برفی ست که به خنده های تو دل بسته است . "محمد شمس لنگرودی"
-
من را بخوان
شنبه 25 خردادماه سال 1392 23:36
همه ی این ها برای توست تا لبخندی بزنی و من آرام بگیرم ساز ِ دست هایم را کوک کرده ام تو را می شناسند مگر می شود خاطره باشد و تو نباشی .. ؟ کافی ست نه با چشم با دل ات من را بخوانی …
-
پناه میآورم به تو
یکشنبه 12 خردادماه سال 1392 16:44
در عصری که خدا بار از آن بربست بیآنکه حتی نامی از خویش بر جا بگذارد پناه میآورم به تو تا بمانی با من تا خوشههای گندم و جوبارها و آزادی سالم بمانند و جمهوری عشق پرچمهایش را برافرازد "نزار قبانی"