-
تو را من چشم در راهم شباهنگام
جمعه 3 خردادماه سال 1392 23:47
تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی وز آن دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛ تو را من چشم در راهم. شباهنگام، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام، گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم تو را من چشم در راهم. "نیما...
-
گریه هم این بار آرامــم نکرد
جمعه 3 خردادماه سال 1392 23:45
گریه کردم گریه هم این بار آرامــم نکرد هرچه کردم هرچه آه انگـار آرامــم نکرد روستا از چشم من افتاد دیگر مثل قـبل گرمــی آغـــوش شالـــیزار آرامــم نکرد بی تو خشکیدندپاهایم کسی راهم نبرد درد دل با ســــایه و دیـــــوار آرامــم نکرد خواسـتم دیگر فراموشــت کنم اما نشد خواستــم اما نشد این کــار آرامــم نکرد سوختــم...
-
این عادلانه نیست
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 22:54
این عادلانه نیست، گاهی در شعرهام مجبورم زیبایی ِ تو را در آغوش بیگانه ای تصور کنم، افسوس که تو همچنان زیبایی، حتی وقتی سهم من نیستی! "کامران رسول زاده" از کتاب: «فکر کنم باران دیشب مرا شسته, امروز توام
-
جویای راه خویش باش
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 22:49
جویای راه خویش باش از این سان که منم در تکاپوی انسان شدن در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را آزادی را خود را در میان راه می بالد و به بار می نشیند دوستی یی که توانمان می دهد تا برای دیگران مأمنی باشیم و یاوری این است راه ما راه تو و من "مارگوت بیکل" ترجمه: احمد شاملو
-
مردن در صدای تو
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 22:44
آرزویم مردن در صدای تو بود یا رفتن با صدایت یا خاموش شدن در صدایت صدای تو چون باد گذشت و من به دامن تاریکی آویخته ام "بیژن جلالی"
-
با پلکِ بسته
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 22:40
گاه با پلکِ بسته هم میتوان از یک پُلِ شکسته گذشت، رفت، رازی چید، رویایی دید لااقل کاری کرد! "سید علی صالحی"
-
بال پروازم را بگشا
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 22:34
دلم گرفته تر از پیله کرم ابریشم کوچکیست که به تاری آویزان است بر تک درخت تنهایی ... نور می خواهد، دستان گرم تو را تا بشکافد ازدحام دهشتزای بی کسی را بال پروازم را بگشا ... "زهره طغیانی"
-
تو هرگز دوستم نداشتی !
دوشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1392 15:04
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است تب می کنم، عرق می کنم، می لرزم جان می دهم هزار بار می میرم و زنده می شوم پیش چشم های تو تا بگویم دوستت دارم اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم و بـعد راهم را بگیرم و...
-
من مردهام
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 16:28
میدانم من مردهام و این را فقط من میدانم و تو که دیگر روزنامهها را با صدای بلند نمیخوانی نمیخوانی و این سکوت مرا دیوانه کرده است آنقدر که گاهی دلم میخواهد مورچهای شوم تا در گلوی نیلبکی خانه بسازم و باد نتها را به خانهام بیاورد یا مرا از سیاهی سنگفرش خیابان بردارد بگذارد روی پیراهن سفید تو که میدانم باز هم...
-
واپسین عشقی
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 16:24
..تو آخرین سرزمینی باقی مانده در جغرافیای آزادی ! تو آخرین وطنی هستی که از ترس و گرسنگی ایمنم می کند ! و میهن های دیگر مثل کاریکاتورند شبیه انیمیشن های والت دیسنی و یا پلیسی اند مثل نگاشته های آگاتا کریستی. تو واپسین خوشه و واپسین ماه واپسین کبوتر، واپسین ابر و واپسین مرکبی هستی که به آن پیوسته ام پیش از هجوم تاتار !...
-
می خواهم صدایت را بشنوم
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 16:20
حرف که می زنی انگار سوسنی در صدایت راه می رود حرف بزن می خواهم صدایت را بشنوم تو باغبان صدایت بودی و خنده ات دسته کبوتران سفیدی که به یکباره پرواز می کنند . تورا دوست دارم چون صدای اذان در سپیده دم چون راهی که به خواب منتهی می شود ترا دوست دارم چون آخرین بسته سیگاری در تبعید . تو نیستی و هنوز مورچه ها شیار گندم را...
-
بــوسیــدن دســتهــای تــو
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 16:16
ســرم را نــه ظلــم مــی تــواند خــم کنــد، نــه مــرگ، نــه تــرس! ســرم فقــط بــرای بــوسیــدن دســتهــای تــو خــم مــی شــود ... "ناظم حکمت"
-
کافی ست بیاستی
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 16:09
صدای قلب نیست صدای پای توست که شبها در سینه ام می دوی کافی ست خسته شوی کافی ست بیاستی ! "گروس عبدالمکیان"
-
تو، معنی غزل ناب را نمی فهمی
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 16:05
تو، معنی غزل ناب را ، نمی فهمی بهای گوهر نایاب را نمی فهمی نماز عشق نخواندی به طاق ابرویی حریم حرمت محراب را نمی فهمی نگاه گرم ندیدی به خلوت مستی تپیدن دل بیتاب را نمی فهمی نبوده ای به بلندای شام غم بیدار نیاز دیده ی بیخواب را نمی فهمی میان حلقه ی یاران، نبوده ای تنها! سکوت مهلک گرداب را نمی فهمی به کام موج حوادث...
-
همان یک بوسه
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 15:56
قد کشیده ای تا ناکجایی که سر در نمی آوری از کجا بودن من دوست داشتنت را از سر راه نیاورده بودم که حالا بگذارم زیر قدم های کشیده ات لگدمال شود باید دوست داشتنت را بغل بگیرم و بگذارم ات و بگذرم همان دو سه تا باران همان یک بوسه همین که شاعر شده ام حالا عمری را کفایت می کند. "مهدیه لطیفی"
-
صدای تو
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 15:42
آرزویم مردن در صدای تو بود یا رفتن با صدایت یا خاموش شدن در صدایت صدای تو چون باد گذشت و من به دامن تاریکی آویخته ام "بیژن جلالی"
-
پر از خیال های عاشقانه
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 15:40
محبوب من! در من باغی گسترده است پر از خیال های عاشقانه ای که دست تو می کارد و در نسیم چشمانت رؤیاها را گل می دهند در من ... ازدحام گنجشک هائی ست که شاخه های عطر تو را از نفس های دلم می چینند و در مزارع دوردستِ خواب و بیداری تو را آشیانه می کنند و من از نجوای دستانت "عاشقانه" می چینم! "پرویز صادقی"
-
پدر نگفت چه رازی است
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 15:35
به نام عشق که زیباترین سرآغاز است هنوز شیشه ی عطرِ غزل درش باز است جهان تمام شد و ماهپاره های زمین هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است هزار پند پدر به گوشم فشرد و نگفت که عشق حادثه ای خانمان برانداز است پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق کلید این دل ناکوک ِ ناخوش آواز است به بام شاه و گدا مثل ابر میبارد چقدر عشق،شریف...
-
مرز چشمان تو
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 11:55
کمی با من بنشین تا در آن نقشه جغرافیایی عشق تجدید نظر کنیم بنشینیم تا ببینیم تا کجا ها مرز چشمان توست تا کجاها مرز غم های من کمی با من بنشین تا بر سر شیوه ای از عشق به توافق برسیم... "نزار قبانی"
-
پیلهای از شعر میبافم
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 09:46
برای مجله شعر نمینویسم در شبِ شعرها شرکت نمیکنم، به نگاهِ منتقدها اهمیت نمیدهم پیلهای از شعر میبافم به دورِ خود بیآرزوی پروانه شدن و در سلول خود ساخته میمیرم به آن امید که ابریشمش شالی شود بر شانههای تو! “ یغما گلرویی ”
-
دوستداشتنهای بیدلیل
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 09:42
چقدر این دوستداشتنهای بیدلیل خوب است... مثل همین باران بیسوال که هی میبارد .... که هی اتفاقا آرام و شمرده شمرده میبارد.... "سید علی صالحی "
-
به خاطر مردم
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 09:38
به خاطر مردم است که می گویم گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود و مردم نمی دانند چگونه می شود بی هیچ واژه ای کسی را که این همه دور است این همه دوست داشت ... " لیلا کردبچه"
-
هوس بوسیدنت
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 09:34
از صورتت نقاشی کشیده ام همانطور که دلم میخواست باشی حالا چشمهایت فقط مرا میبیند و لبخند همیشگیت لحظه های نبودنت را میپوشاند فقط مانده ام هوس بوسیدنت را چه کنم ؟ "گیلدا ایازی"
-
رویاهای زمستانیام
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 09:31
و خلوتش بهشتی است که خداوندانش به تسلیم سر فرود آوردهاند در عظمتی که خلأش رمز زیستن است و تنفس خانهاش طراوتی دارد از عشق و آفتاب و سعادت و آغوشش جزیره تابناکی است که رویاهای زمستانیام در آن جا میگیرند ... بر آنم چون شرم بر گونهاش جا گیرم تا شاید مگر با شبنم رخسارش فرشتگان را دیداری کرده باشم "شمس...
-
عشق کور است
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 16:43
هر چند سخت و طاقت فرسا اما عشق متولد شد ... وچه دل بر و زیبا رو ... مقدمش مبارک تنها بر چشمان شهلایش دریغ و حسرت ... صد حیف که نابیناست ! حال تا ابد همه خواهند گفت ... عشق کور است .
-
درست مثل خودم دوستت میدارم
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 16:38
و تا کفشهای رفتنت جفت میشوند غریب میمانم و تنها وقتی گریهای گمان نمیبرم در تو من سبز میمانم ... که نیلوفرانه دوستت میدارم نه مانند مردمانی که دوست داشتن را به عادتی که ارث بردهاند با طعم غریزه نشخوار میکنند من درست مثل خودم هنوز و همیشه دوستت میدارم
-
تو شبیه پرستوها هستی
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 16:34
تو شبیه پرستوها هستی وقتی بهار را با کوچ بی هنگامی به خانه می آوری وقتی بهار را با کوچ بی هنگامی از خانه می بری بخوان با هر زبانی که عاشقانه تر است و اوج های صمیمی تری دارد بخوان حتی اگر شده اندازه ی پنجره ای که بیش از حوصله ی بهار بسته مانده است آنقدر بسته مانده است که نامش را گذاشته اند دیوار "لیلا کردبچه"
-
عشق یعنی همین
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 16:29
باید میدانستم عشق مرداب نیست و آغوش ، زمینگیرت نمیکند دوست دارم دوباره ، دستم را که دراز میکنم آسمان توی مشتم باشد شبها ستاره بچینم دلم که گرفت ، با گنجشکها پرواز کنم تو شاید به این حرفها بخندی اما قلبم گواهی میدهد عشق یعنی همین دیگر ، هرگز به آغوشت باز نمیگردم "گیلدا ایازی"
-
ترانه ای غمگینم
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 16:25
می خواستم ترانه ای باشم که بچه های دبستانی از بر کنند دریا که می شنود توفان اش را پشت اش پنهان کند و برگ های علف نت های به هم خوردن شان را از روی صدای من بنویسند . می خواستم ترانه ای باشم که چشمه زمزمه ام کند آبشار با سنج و دهل بخواند . اما ترانه ای غمگینم و دریا ، غروب بچه هایش را جمع می کند که صدایم را نشنوند . نت...
-
پری کوچک
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 16:22
من پری کوچک غمگینی را میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین مینوازد آرام ، آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد "فروغ فرخزاد"