-
دختری که سخت می خواستمش
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 20:51
پشتِ این کوهِ بلند لبِ دریای کبود دختری بود که من سخت می خواستمش و تو گویی که گالی آفریده شده بود که منش دوست بدارم پر شور و مرا دوست بدارد شیرین .. و شما می دانید اه، ای اخترکانِ خاموش که چه خوش دل بودیم من و او مستِ شکر خوابِ امید و چه خوشبختی پاک در نگاهِ من و او می خندید .. وینک ای دخترکان غماز گرنه لالید و نه گنگ...
-
یک شب مهتاب
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 20:38
یک شب مهتاب ، مردمان زیادی سازهایشان را بر میدارند زیباترین آهنگها را مینوازند تا من عاشقانهترین شعرم را برایت بخوانم تا تو مست عطر شب بو ها ، تا تو عاشق یک دسته گل یاس شوی و تو خواهی دید که تمام دنیا بیدار مانده است تا به آغوشم بیایی و من دیوانه وار بگویم : "دوستت دارم " "نیکی فیروزکوهی"
-
عشق من با من سخن بگو
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 20:31
چون دوستم میداری و تنگ در آغوش میکشی هیجانزده تسلیم میشوم تا توفانها و هراسهایم را آرام کنم عشق من با من سخن بگو باید شبهای ناخوشایند را از فریادهای شوقمان لبریز کنیم شبهای آرام را افسون کنیم عشق من با من سخن بگو در شبی که قربانی سرنوشتهای شوم است اشباه دلهره میآفرینند و تو مگر مردهای هستی ؟ عشق من با من...
-
شرمی زنانه
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 20:25
دور ایستاده ام در مرز تیره ی روشن شرمی زنانه تا باز نشناسی ام هر چند در من تمام توست در تو تمام آنچه دوست می دارم. "رویا زرین"
-
مثل هوا کنار توام
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 20:12
غمگین مشو عزیزدلم مثل هوا کنار توام نه جای کسی را تنگ می کنم نه کسی مرا می بیند نه صدایم را می شنود دوری مکن تو نخواهی بود من اگر نباشم. "شمس لنگرودی"
-
رد پاهایی که دور می شوند
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 20:04
روزی می آید ناگهان روزی می آید که سنگینی رد پاهایم را در درونت حس می کنی رد پاهایی که دور می شوند و این سنگینی از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود "ناظم حکمت"
-
ادامهی این شعر
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 19:46
عـشــــــــــــق آدم را به جاهای ناشناخته میبرد مثلا به ایستگاههای متــــــــــــروک به خلـوتِ زنگ زدهی واگنها به شهــــــری که فقط آن را در خواب دیده وقتی که عاشق شدی ادامهی این شعر را تو خواهی نوشت "رسول یونان"
-
یک روزی که خوشحال تر بودم
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:44
نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که این نیز بگذرد مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است یک روزی که خوشحال تر...
-
از یاد نبر که از یاد نبردمت
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:39
از یاد نبر که از یاد نبردمت ! از یاد نبر که تمام این سالها ، با هر زنگِ نا به هنگام تلفن ، از جا پریدم ، گوشی را برداشتم و به جا صدای تو ، صدای همسایه ای ، دوستی ، دشمنی را شنیدم ! از یاد نبر که همیشه ، بعد از شنیدن آهنگ "جان مریم" در اتاق من باران بارید ! از یاد نبر که - با تمام این احوال - همیشه اشتیاق...
-
فکر می کنی پنهانی
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:35
چگونه فکر می کنی پنهانی و به چشم نمی آیی ؟ تو که قطره بارانی بر پیراهنم دکمه طلایی بر آستینم کتاب کوچکی در دستانم زخم کهنه ای بر گوشه ی لبم مردم ، از عطر لباسم می فهمند که معشوقم تویی عطر تنم می فهمند که با من بوده ای از بازوی به خواب رفته ام ، می فهمند که زیر سر تو بوده است ... "نزار قبانی"
-
این ترانه نباید به پایان برسد
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:27
اگر مرا دوست نمیداری دوست نداشته باش من هرطور شده خودم را ازین تنگنا نجات میدهم اما دوست داشتن را فراموش نکن عاشق دیگری باش این ترانه نباید به پایان برسد سکوت آدمها را میکشد این چشمه نباید بند بیاید میخکهایی که در قلبها شکوفا شدهاند از تشنگی میخشکند اگر دوستداشتن را فراموش نکنی تمام زیباییها را به یاد خواهی...
-
من ترسیدم
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:21
تو گفتی که پرندهها را دوست داری اما آنها را داخل قفس نگه داشتی تو گفتی که ماهیها را دوست داری اما تو آنها را سرخ کردی تو گفتی که گلها را دوست داری و تو آنها را چیدی پس هنگامی که گفتی مرا دوست داری من شروع کردم به ترسیدن . "ژاک پرِه وِر"
-
تو نبودی!
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:17
ما یک نفر بودیم ! و آن یک نفر تو بودی ! از ما یک نفر یکی عاشق تر بود ؛ و آن یک نفر ... تو نبودی ! "کامران رسول زاده"
-
تقصیر من نبود
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:12
اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم! "قیصر امین پور"
-
شبیه دیگران نیستی
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 20:05
و شبیه دیگران نیستی ! دیگران حرف میزنند ، راه میروند ، نفس میکشند ... تو نه حرف میزنی نه راه میروی و نه ... میگذاری نفس بکشم "کامران رسول زاده"
-
در کنار تواَم! دوست من
سهشنبه 5 آذرماه سال 1392 00:22
در کنار تواَم! دوست من احساسم را با تو در میان میگذارم اندیشههایم را با تو قسمت میکنم راهی مشترک پیشِ پایت میگذارم اما ازآنِ تو نیستم با مسئولیت خود زندگی میکنم مرا به ماندن مجبور نکن! دوست من احساسم را به کفهی قضاوت نگذار نه اندیشهیی برایم معین کن و نه راهی برای درنوشتن به...
-
نامه های من به تو
سهشنبه 5 آذرماه سال 1392 00:06
نامه های من به تو برتر از خود مایند! چرا که نور برتر از فانوس است شعر برتر از کتاب و بوسه برتر از لب هاست برتر از خود مایند این نامه ها اسنادی هستند که دیگران زیبایی تو و عشق مرا در آنها خواهند یافت! "نزار قبانی "
-
وقتی تو آوازم می کنی
سهشنبه 5 آذرماه سال 1392 00:03
وقتی تو می خوانی مرا وقتی تو آوازم می کنی صدایت لایه ای از دانه روز برمی دارد و پرندگان زمستانی هم آوایت می شوند گوش دریا پر است از زنگ و زنجیر و زنجره از موج و اوج و حضیض و من پرم از تو وقتی تو آوازم می کنی "پابلو نرودا"
-
عشق درون ماست
سهشنبه 5 آذرماه سال 1392 00:01
عشق درون دیگران نیست بلکه درون خود ماست ما آن احساس را بیدار میکنیم ولی برای اینکه بیدار شود به دیگران نیاز داریم دنیا تنها زمانی برای ما معنا دارد که بتوانیم کسی را برای شرکت دادن در هیجاناتمان بیابیم "پائولو کوئلیو "
-
بامن بیا
دوشنبه 4 آذرماه سال 1392 23:58
با من بیا مگو کجا تنها بامن بیا با من بیا تا درد ، تا زخم با من بیا تا نشانت دهم عشقم را آغاز از کجاست با من بیا با من بیا تا خونی از لبم چکید تا خونی که از سکوتم تا مرگ با من بیا تا دوباره به نوشداروی تو روئینه جانی تازه بگیرم تا شرابی باشی که عشقی را سیراب می کند با من بیا تا طعم آتش را دوباره احساس کنم آتشی از خون...
-
التماست نمی کنم
دوشنبه 4 آذرماه سال 1392 23:56
التماست نمی کنم هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای من خواهی شنید تنها می نویسم بیا بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر نگاه کن ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود ساعتی پیش این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم حال هم به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم بارش...
-
روز تولدم
چهارشنبه 29 آبانماه سال 1392 23:40
من آمدم تا همچون نسیم خنک ظهر تابستان بر گونه ات بوسه ای زنم تو فقط لبخندی بزنی وبگویی چه نسیم خنکی ومن آرام بگیرم و پس از آن گویی هرگز نیامده بودم " محسن کاجاوی"
-
صدای ما همراه تست
چهارشنبه 29 آبانماه سال 1392 23:31
سرت را بین دست ها مگیر و خیره به دیوار ننگر برخیز و پشت پنجره بیا بنگر شب چون دریای جنوبی زیباست و موج هایش را به پنجره ات می کوبد بیا ، فضا را گوش کن فضا ، جاده صداست فضا ، پر از صداست پر از صدای خاک ، آب ، صدای ستارگان و صدای ما پشت پنجره بیا صدای ما همراه تست صدای ما در کنار توست "ناظم حکمت"
-
این جایی تو
چهارشنبه 29 آبانماه سال 1392 23:08
خوابی شیرین که در انتظار تعبیرش نبودی، بارانی که دانه دانه تمیز میشود و روی گونهی من مینشیند، کاسهیی از صدف که فرشتگانش پاک کردهاند تا از لبخندت پر شود. این جایی تو در آتش دستهای من و تشنه و بیامان میباری میباری و تسکینم میدهی. "شمس لنگرودی"
-
اولین و آخرین فکر
چهارشنبه 29 آبانماه سال 1392 23:04
صبحگاهان وقتی آفتاب در حال روشن کردن روز است من بیدارم و اولین فکرم تویی شبانگاهان در تاریکی به درختان خیره می شوم که چون سایه هایی در مقابل ستارگان خاموش قد کشیده اند مجذوب این آرامش مطلق می شوم و آخرین فکرم تویی "سوزان پولیس شوتز"
-
شبیه تو
چهارشنبه 29 آبانماه سال 1392 22:50
همین چند روز پیش فکر می کردم می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم از همین چند روز پیش هیچ کس ، شبیه تو نیست "کامران رسول زاده "
-
مردی آمد از تبار آسمان
جمعه 24 آبانماه سال 1392 10:25
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و افسرده ام روی من خروارها از خاک بود وای قبر من چه وحشتناک بود تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت ناله می کردم ولیکن بی جواب تشنه بودم تشنه یک جرعه آب بالش زیر سرم از سنگ بود غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و افسرده...
-
زنده ی جاوید کیست؟
جمعه 24 آبانماه سال 1392 10:15
زنده ی جاوید کیست؟ کشته ی شــمشیر دوســـت کـــــــآب حیــــات قــــلوب در دم شـــمشیر اوســــت گر بشــــکافی هـــنوز خـــاک شـــهیدان عشـــــــــق آیـــد از آن کشــتگان زمـــزمه ی دوســـت دوســــــت زنده ی جاوید کیست؟ کشته ی شــمشیر دوســـت کـــــــآب حیــــات قــــلوب در دم شـــمشیر اوســــت گر بشــــکافی...
-
اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند
جمعه 24 آبانماه سال 1392 10:07
اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند اینجا گدا همیشه طلبکار می شود اینجا که آمدی کرمش فرق می کند شاعر شدم برای سرودن برایشان این خانواده، محتشمش فرق می کند “صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین” عیسای خانواده دمش فرق می کند از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش معلوم می شود حرمش فرق می کند تنها نه اینکه...
-
ای خاک کربلای تو مهر نماز من
جمعه 24 آبانماه سال 1392 10:01
مهر تو را به عالم امکان نمی دهم این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم گر انتخاب جنت و کویت به من دهند کوی تو را به جنت و رضوان نمی دهم نام تو را به نزد اجانب نمی برم چون اسم اعظم است به دیوان نمی دهم جان می دهم بشوق وصال تو یا حسین تا بر سرم قدم ننهی جان نمی دهم ای خاک کربلای تو مهر نماز من آن مهر را به ملک سلیمان نمی دهم...