و در میان آسمان ها درخشیدن آغاز خواهم کردتو می توانی با سلام ماه مرا پیدا کنیترانه ای خواهم شدو در میان قلب ها سرودن آغاز خواهم کردتو می توانی با شروع اشک مرا پیدا کنیغباری خواهم شدو با رقص باد در صحرا نمایش آغاز خواهم کردتو می توانی با لمس شن های داغ مرا پیدا کنیمن در همه جا خواهم بودهرگاه دلتنگ شدیاشکت را لمس کن، قلبت را دریابمرا خواهی یافت
دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیات
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟
"عباس معروفی"
وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم
وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
و همچنان تنها می مانیم
هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند
"ژان پل سارتر"
مرا با چیزی عوض کن
چیزی ارزشمند
چیزی گران
سوزنی شکسته
که بتوانی با آن خار پایت را درآوری
"حسین پناهی"
خوش به حال باد ...
گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد!
کاش مرا باد می آفریدند
تو را برگ درختی خلق می کردند؛
عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟!
در هم می پیچند و عاشق تر می شوند…
به من چه مربوط که
آدم زندگی هیچ کس نیستی
من فقط عاشقی بلدم
چیزی هم در بساط نداشته باشم
قلبم پر است
عاشقی تقصیر من نیست
تقدیر است که
قرعه به نام تو افتاده
حالا میخواهی آدم این عاشقی باش
میخواهی نباش
من که گفتم فقط عاشقی بلدم
اما پا به پایم خواستی بیایی
زودتر بجنب
این قلب که بایستد
عشق تو
معجزه نخواهد کرد
"گیلدا ایازی"
وقتی کسی تو را عاشقانه دوست دارد
شیوه ی بیان اسم تو
در صدای او متفاوت است
و تو میدانی
که نامت..در لبهای او ایمن است

تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،
ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت .
انـدازه مـی گـیـری !
حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی !
مقـایـسـه مـی کـنـی !
و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ،
کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ،
که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ،
به قـدر یـک ذره ،
یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که ما می بریم…!
راحـت قـهوهَ ت را بـخـور
از تـه این فـنـجـان نـه کـسـی آمـده سـت
نـه کـسـی مـانـده سـت . . .
فـالِ تـو . . .
هـمـیـن طـعـمـی سـت که مـیـچـشـی..