گلباغ شعر

گلباغ شعر

روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.
گلباغ شعر

گلباغ شعر

روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.

ساحل رویای من

دلـــت ...
ساحل رویای من است ...!
تن به آغوش نگاهت که زدم ...
غرق شدم در دریای احساست .

دســتانت ،
کــــــاش ...
صیـــاد ِ بزرگــــی بــــــود...

بخند

بخند
از آن خنده‌های معروفت
تا من
دیوانه‌وار
شعر بپاشم
پای سپیدار ِ تختت
که از من و شعر
به تو نزدیک‌تر است .

این است آرامش

آرامشی می خواهم
از جنس طلوع
تو باشی و من
تنها
سرمست
من از خوبی های تو
تو از خوبی های من
تو بمانی و من
و نسیم صبحگاهی
من بمانم و تو
و شیدای نگاهی
می دانم
این است آرامش...
تنها،
خدا باید کاری بکند 

زمان غارتگر غریبی است

هر ثانیه که می‌گذرد

چیزی از تو را با خود می‌برد

زمان غارتگر غریبی است

همه چیز را بی اجازه می‌برد

و تنها یک چیز را همیشه فراموش می‌کند ...

حس" دوست داشتن " تو را... !

      

          "آنتوان دوسنت اگزوپری"

ماه تو را به یاد من می‌آورد

تو ماه را

بیشتر از همه دوست می‌داشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من می‌آورد
می‌خواهم فراموش‌ات کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره‌ها پاک نمی‌شود!

  

"    رسول یونان"

"مدوسا "(Medusa)

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم

که گیسوانت را یک به یک شعری باید و ستایشی
دیگران
معشوق را مایملک خویش می‌پندارند
اما من
تنها می‌خواهم تماشایت کنم
در ایتالیا تو را مدوسا صدا می‌کنند
)
به خاطر موهایت(قلب من
آستانه ی گیسوانت را، یک به یک می‌شناسد 

 آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می‌کنی
فراموشم مکن!

و بخاطر آور که عاشقت هستم
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم
موهای تو
این سوگواران سرگردان بافته
راه را نشانم خواهند داد
به شرط آنکه، دریغشان مکنی

          "پابلو نرودا"

مترجم : دکتر شاهکار بینش پژوه

خطوط دستانم

در دستانم

خطی نیست

نه خطی که طول عمرم را نشان دهد

نه خطی که آینده‌ام را بگوید

و نه خطی که مرا به کسی برساند

من

تمام خطوط دنیا را

در چشمانم پنهان کرده‌ام

تا از نگاه متعجب کف‌بین‌ها

دلم خنک شود

"     روجا چمنکار"

خوشبختی

خوشبختی
تعریف های گونه گون دارد
به تعداد آدم های دنیا
عمر من یکی
به خوشبختی قد نمی دهد
گل قشنگم !
...
می دانم در انتظار تو
فرو می شکند
و تو خوب می دانی که من
خوشبختی نمی خواهم
تو را می خواهم .

   "عباس معروفی"

قرارمان یادت باشد

قرارمان یادت باشد 

سرقرارمان که آمدی آنقدر نگاهت میکنم 

تا ضرباهنگ قلبم 

با پلک زدن تو یکی شود 

فاصله ها را از بین میبریم... 

از گرمی نفسهایت جانی تازه میگیرم 

سر قرارمان که آمدی یادت باشد 

زیاد نگاهم نکنی  

من با هر نگاهت میشکنم 

 

     "محسن کاجاوی"

فاصله یک باران ست

میان منُ  تو
فاصله یک باران ست
و خیالت که مرا
از پنجره می گیرد
و می برد
قدم زنان تا عشق
می رسم به تو
با تن پوشی از آغوش
و دست هائی پر از
طراوت اوّلین سلام
گل سرخی
که گلبرگ گلبرگ
در صدای عطرها
هجا می کند تو را
میان منُ  تو
 فاصله یک باران ست