گلباغ شعر

گلباغ شعر

روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.
گلباغ شعر

گلباغ شعر

روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.

روح سردر‌گم من

روح سردر‌گم من
بوی جنگل دارد
و نگاه تو در آن
آتشی می‌کارد

چشم تو پنجره‌ی مرموزی‌ست
کاش می‌دانستم
پشت این پنجره کیست
کاش می‌دانستم
چه کسی در تو اقامت دارد

کاش آتشی بودی و می‌سوزاندی
علف هرزه‌ی تردیدم را
چشمه‌ای بودی و می‌رویاندی
دانه‌ی خفته‌ی امیدم را

   "عباس صفاری "

بهای آمدنت

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غرل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است

  "محمد علی بهمنی"

پرواز را به خاطر بسپار

دلم گرفته است
دلم گرفته است
و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم

چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

 پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست......

 "فروغ فرخزاد" 

 با تشکر از مائده خانم عزیز برای ارسال این شعر زیبای زنده یاد فروغ فرخزاد 

 

 http://basijpnp.blogfa.com

اسم تو

دلم می‌خواست
بین شب‌ها و روزهات
بین دست‌ها و نفس‌هات
بین بوس‌ها و لب‌هات
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا کدام طرف می‌چرخد
چرا می‌چرخد
نارنجی!
دلم می‌خواست بین خنده‌ها و موهات
اسم تو را صدا کنم
و وقتی گفتی جانم
جانم را از نبودنت نجات دهم
با یک نگاه.

"عباس معروفی"

شعر های من

یکی‌ شعر‌هایِ مرا برایت می‌خواند
و تو خواهی‌ فهمید هرگز برای بازگشت
برایِ دوست داشتن
برایِ دوباره عاشق شدن دیر نیست

برمی گردی
و یکی از شعر‌های مرا برایش می خوانی‌

رفتن

اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند!
باید راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند
بعضی هم به دریا نمی‌رسند. 
 رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد!  

 

    " سید علی صالحی"

با من راه بیا

راه‌ها به تو ختم می‌شوند
بیراه‌ها به من!
با من راه بیا
بیراه نمی‌گویم!
دیر که راه بیفتی
دیگر هیچ سنگی
پای تو را نخواهد دید!


" نسترن وثوقی"

تو را می خواهم

خوشبختی
تعریف های گونه گون دارد
به تعداد آدم های دنیا
عمر من یکی
به خوشبختی قد نمی دهد
گل قشنگم !
...
می دانم در انتظار تو
فرو می شکند
و تو خوب می دانی که من
خوشبختی نمی خواهم
تو را می خواهم .

"عباس معروفی"

جدی جدی عاشق می شوم

بچه هاشوخی شوخی
به گنجشکها سنگ می زنند

وگنجشکها جدی جدی میمیرند
آدم ها
شوخی شوخی زخم می زنند....

 و قلبها
جدی جدی می شکنند....
شوخی شوخی لبخند می زنی و من جدی جدی
عاشق می شوم

عشق را دفتری نیست

آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به آموزگار ندارند تا شنا کنند
پرندگان نیز ، آموزگاری نمی خواهند تا به پرواز در آیند

شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا خواندن نمی دانستند 
   

    "نزار قبانی"