X
تبلیغات
رایتل

گلباغ شعر
روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.

نامه هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم  

یاس هایی سفیدند  

به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم

می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم راه رفته‏یی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت

ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم

نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من

از بیروت پرسیده بودی
میدان ها و قهوه خانه های بیروت
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.

"نزار قبانی"

"ترجمه: یغما گلرویی"

نوشته شده توسط محسن کاجاوی [ چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ] [ 09:47 ق.ظ ]
لوگو و بازدید
گلباغ شعر
تعداد بازدیدکنندگان : 25897

کد موسیقی برای وبلاگ


دریافت کد ساعت

ابزار هدایت به بالای صفحه