X
تبلیغات
رایتل

گلباغ شعر
روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم
بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم
استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم

"شهریار"

 

نوشته شده توسط محسن کاجاوی [ دوشنبه 30 شهریور‌ماه سال 1394 ] [ 11:57 ق.ظ ]
لوگو و بازدید
گلباغ شعر
تعداد بازدیدکنندگان : 26059

کد موسیقی برای وبلاگ


دریافت کد ساعت

ابزار هدایت به بالای صفحه