X
تبلیغات
رایتل

گلباغ شعر
روح "پدرم" شاد که فرمود به استاد ..... پسرم را "عشق" بیاموز و دگر هیچ.

دست به دست مدعی شانه به شانه می روی
آه که با رقیب من جانب خانه می روی
بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
گرم تر از شراره ی آه شبانه می روی
من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو
بر سر آتش دلم همچو زبانه می روی
در نگه نیاز من موج امیدها توئی
وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی
گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد
تا به مراد مدعی همچو زمانه می روی
حال که داستان من بهر تو شد فسانه ای
باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می روی؟

"شفیعی کدکنی"

نوشته شده توسط محسن کاجاوی [ جمعه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 07:10 ب.ظ ]
لوگو و بازدید
گلباغ شعر
تعداد بازدیدکنندگان : 25897

کد موسیقی برای وبلاگ


دریافت کد ساعت

ابزار هدایت به بالای صفحه